تبليغاتX
     انسانها  آینده ی  یکدیگرند

     انسانها  آینده ی  یکدیگرند







.: تـوضـیـحـات :.


ا مـکـانـات
صفحه ی اول
پست الکترونیک


نـویـسـنـده


.: آ ر شـیـو :.
87/12/08 - 87/12/14
87/12/01 - 87/12/07
87/11/22 - 87/11/30
87/11/05 - 87/11/21
87/11/08 - 87/11/14


.: پیوندهای روزانه :.

تمام پیوندها


.: لـیـنـکهـا :.
انسانها آینده ی یکدیگرند
سايت تفريحي و سرگرمي ايرانيان

آمار وبلاگ
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS


* Daren *

www.ivc66.blogfa.com


* I . V . C *


I'm Very Cooloff   >( I . V . C )<



من برای سال ها می نویسم

                                                سال ها بعد که چشمان تو عاشق می شوند

افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود

                                                      همیشه یکی بود یکی نبود

.............................................................................................................!

عشق مثل آب می مونه که میتونی تو دستت قایمش کنی

آخرش یه روزی دستت رو باز می کنی و می بینی نیست

قطره قطره چکیده بی آنکه بفهمی اما دستت پر از خاطرس

............................................................................................................!

روی تخته سنگی نوشته بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟

من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند.

برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟

من هم با بی حوصلگی نوشتم:بمیرد بهتر است.

برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم انتظار داشتم زیر نوشته ی من نوشته ای باشد.

اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم.

.......................................................................................................!

کاش آن کس که در تنها ترین تنهایی هایم تنهای تنهایم گذاشت

                                          در تنها ترین تنهایی هایش تنها ترین تنها کسش

.......................................................................................................!

یکی گفت یکی نگفت:اون که گفت تو بودی

اون که دوستت دارم رو به هیچ کس جز تو نگفت من بودم.

یکی رفت یکی نرفت:اون که رفت تو بودی

اون که جز تو دنبال هیچ کس نرفت من بودم.

.......................................................................................................!

آخرین باری که او را دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه کردم.

گفت من که دوستت ندارم پس چرا به من هدیه می دهی؟

گفتم:بر سر هر گوری صلیبی می نهند این صلیب را بر گردنت بالای قلبت بیاویز

زیرا آنجا گورستان عشق من است

..........................................................................................................!

برای زیستن دو قلب لازم است.

قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند

        قلبی که هدیه کند و قلبی که بپذیرد

                 قلبی که بگوید و قلبی که جواب بگوید

                         قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من میخواهم

...........................................................................................................!

گفتم دوستت دارم.

نگاهی به من کرد و گفت چند تا؟

دستام رو بالا بردم و تمام انگشتای دستمو نشونش دادم

اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود....

.........................................................................................................!

اگر روزی مردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم.

بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا بجای معشوقم برایم گریه کند.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم.

و آخر این که دستانم را ببندید  تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 9:39 PM
تاریخ:
87/12/09


چگونه شوهری می خواهید؟
 
ایا شوهری راستگو می خواهید؟

ایا شوهری غیرت مند می خواهید؟

ایا شوهری خوش هیکل می خواهید؟

ایا شوهری خوش بر خورد و مودب می خواهید؟

ایا می خواهید شوهرتان شمارا بپرستد؟

ایا میخواهید شوهری داشته باشید که دیگران نسبت به شما حسودی کنند؟

ایا شوهری با لحن وصدای جذاب می خواهید؟

ایا شوهری مورد اطمینان می خواهید؟

ایا شوهری با فرهنگ و با موقعیت اجتماعی خوب می خواهید؟

ایا شوهری میخواهید که تکیه گاه شما باشد؟

ایا شوهری می خواهید که فقط به شما فکر کند و به زن دیگری فکر نکند؟
 

نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 12:14 PM
تاریخ:
87/12/08


عشق یعنی:

عشق یعنی اغاز یک هم عهدی، عشق یعنی پاک زیستن ، عشق یعنی رسیدن به غرور ، عشق یعنی برای کمال ، عشق یعنی سختی های شیرین ، عشق یعنی بوسه در اغوش یار، عشق یعنی امید به زندگی

معنی دوستت دارم یعنی چه؟
( د):داشتن تو،حتی برای لحظه ای،به تمام عمر بی کسی ام می ارزد.همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور میکند.
( و):وابسته ی تپشهای قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .
( س):سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی . 
( ت):تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم . 
( ت):تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .
( د):دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .
( ا):آرام دل بیقرار وعاشقم در چشمان روشن تو موج میزند،وقتی به دریای نا آرام اشکهایم مینگری.
( ر):راز مرگ دلتنگی هایم،روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد.
( م):مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی

حال اگر کسی را عاشقید چنین رفتار کنید:

_ اگر کسی را دوست دارید احساس عشق خود را به او بگویید

_برای نگه داشتنش از سیاست اشتباه خود داری کنید 

_ عشق را فدای غرور نکنید

_ جایگاه زن وشوهری خود را حفظ کنید

_ یک زن به مرد و مرد به زن احتیاج دارد پس زنییت ومردانگی خود را حفظ کنید

_ قبل از شروع هر کار تفکرات و اخلاقیات معشوق یا معشوقهء خود را در نظر بگیرید

_ هیچگاه به یکدیگر توهین نکنید

_ اگر انسان چیزی را به زحمت پیدا نکند به راحتی از دست میدهدش ، پس راحت طلبی نکنید تا او را از دست ندهید و یک عمر حسرت نخورید.

_ انتظار بیش از حد زندگی را متلاشی می کند


خوشبخت کسیست که بر خوشبختی خود مطمئن است و هیچگاه امیدش را از دست نمی دهد وبرای نگه داشتن زندگی خوب تلاش می کند 


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 12:2 PM
تاریخ:
87/12/08


مرگ قشنگه وقتی در کنار تو هستم...

می دونی ؟ 
یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن 
تو باشی منم باشم 
کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید..تو منو بغل کردی که نترسم 
که سردم نشه نلرزم 
می دونی ؟ 
تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار 
پاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت 
بهت تکیه دادم 
دو تا دستاتو دور من حلقه کردی 
بهت میگم چشماتو می بندی؟...می گی : آره 
چشماتو می بندی 
بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟ 
می گی : آره 
و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم 
آروم آروم.......قصه می گی 
یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه 
می دونی ؟ می خوام رگمو بزنم 
تو که نمی بینی 
و نمی دونی که می خوام رگمو بزنم 
تو چشماتو بستی نمی بینی ..... 
من تیغ و از جیبم در میارم.... نمی بینی که سریع می برم 
نمی بینی که خون فواره می کنه... روی سنگ های سفید و 
نمبینی که دستم می سوزه 
من لبمو گاز می گیرم که نگم : آخ 
که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی 
تو داری قصه می گی و هیچ چیز رو نمی بینی 
من دارم دستمو نگاه میکنم 
دست چپمو.....خون ازش میاد 
می دو نی ؟ 
دستمو می ذارم رو زانوهام 
خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگها 
مسیرش قشنگه.....حیف که چشمات بسته است 
نمی بینی ..... 
تو بغلم کردی نمی بینی که سردم شده 
محکمتر بغلم می کنی تا گرمم شه 
می بینی که نا منظم نفس می کشم 
تو دلت می گی آخی............ 
نفسم گرفت.. می بینی ولی محکم تر بغلم می کنی 
سردتر می شم ...می بینی که دیگه نفس نمی کشم 
چشماتو باز می کنی و می بینی من مردم .. می دونی ؟ 
می ترسم خودمو بکشم 
از سرد شدن... از این هایی که مردن... از خون دیدن 
ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم 
مردن خوب بود 
آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ... 
گریه نکن 
من دیگه نیستم که ببوسمت.....بگم خوشگل شدی 
تو خیلی گریه می کنی 
دلم می شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش 
باشه ؟ 
من مردم ولی تو باورت نمی شه 
تکونم می دی که بیدارشم 
فکر می کنی مثل همیشه قصه گفتی و من خوابیدم 
می بینی نفس نمی کشم ....ولی بازم باور نمی کنی 
اونقدر محکم بغلم می کنی که گرمم شه... اما فایده نداره 
من مر دم ... ولی برای تو زنده ام 

پس هر شب به این باغ بیا .... ولی گریه نکن.



نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 3:49 PM
تاریخ:
87/12/02



با يک شکلات شروع شد
من يک شکلات گذاشتم تو دستش اونم يک شکلات گذاشت تو دستم
من بچه بودم اونم بچه بود
سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد
ديد که منو ميشناسه
خنديدم 
گفت دوستيم؟
گفتم دوست دوست
گفت تا کجا؟
گفتم دوستي که تا نداره 
گفت تا مرگ 
خنديدمو گفتم من که گفتم تا نداره 
گفت باشه تا پس از مرگ
گفتم: نه نه نه نه تا نداره 
گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده ميشن يعني زندگي پس از مرگ 
باز هم با هم دوستيم؟
تا بهشت تا جهنم
تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستيم 
خنديدمو گفتم تو براش تا هر جا که دلت مي خواد يک تا بزار
اصلا يک تا بکش از سر اين دنيا تا اون دنيا 
اما من اصلا براش تا نميزارم 
نگام کرد نگاش کردم باور نميکرد 
مي دونستم اون مي خواست حتما دوستيمون يک تا داشته باشه 
دوستي بدون تا رو نميفهميد !!

گفت بيا برا دوستيمون يک نشونه بذاريم
گفتم باشه تو بذار
گفت شکلات باشه؟
گفتم باشه 
هر بار يک شکلات ميذاشت تو دستم منم يک شکلات ميذاشتم تو دستش
باز همديگرو نگاه ميکرديم يعني که دوستيم دوست دوست
من تندي شکلاتامو باز ميکردم ميذاشتم تو دهنم تندو تند مي مکيدم
ميگفت شکمو 
تو دوست شکموي مني وشکلاتشو ميگذاشت توي يک صندوقچه کوچولوي قشنگ 
ميگفتم بخورش
ميگفت تموم ميشه مي خوام تموم نشه برا هميشه بمونه
صندوقچش پر از شکلات شده بود
هيچکدومشو نمي خورد 
من همشو خورده بودم
گفتم اگه يک روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن يا کرمها اون وقت چي کار ميکني؟
ميگفت مواظبشون هستم 
ميگفت مي خوام نگهشون دارم تا موقعي که دوستيم و من شکلاتمو ميذااشتم تو دهنمو مي گفتم نه نه نه نه تا نه دوستي که تا نداره !!

يک سال دو سال چهارسال هفت سال ده سال 
بيست سالش شده 
اون بزرگ شده من هم بزرگ شدم
من همه شکلاتامو خوردم 
اون همه رو نگه داشته 
اون اومده امشب تا خداحافظي کنه 
مي خواد بره اون دور دورا
ميگه ميرم اما زود برميگردم
من که ميدونم اون بر نميگرده 
يادش رفت به من شکلات بده 
من که يادم نرفته شکلاتشو دادم 
تندي بازش کرد گذاشت تو دهنش
يکي ديگه گذاشتم تو اون دستش گفتم بيا اين هم آخرين شکلات براي صندوقچه کوچولوت 
يادش رفته بود يک صندوقچه داره برا شکلاتاش
هر دوتا رو خورد 
خنديدم 
ميدونستم دوستي اون تا داره اما دوستي من تا نداره
مثل هميشه
خوب شد همه رو خوردم 
اما اون هيچ کدوم رو نخورده
حالا با يک صندوقچه پر از شکلاتهاي نخورده چي کار ميکنه؟
 


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 2:43 PM
تاریخ:
87/12/02


چرا وقتی تو خیابونای شهرمون راه میرم احساس تنهایی می کنم؟!


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 9:15 PM
تاریخ:
87/11/28


من آزادم...!!!


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 8:37 PM
تاریخ:
87/11/28


1- همیشه نسبت به هم مؤدب باشید، این کار بسیار آسان است و در کیفیت روابط تان تفاوت چشم گیری ایجاد می کند. 

 2- زمانی که برای نخستین بار همسرتان را دیدید و عاشقش شدید را به یاد بیاورید و نامه عاشقانه‌ای برایش بنویسید و طی آن جزئیات آن خاطره را برایش بازسازی نمایید. 

 3- داخل اتومبیل همسرتان یادداشتی بگذارید که روی آن نوشته شده : «عشق توست که چرخ های دنیا را می چرخاند». 

 4- وقتی در هوای سرد با هم قدم می زنید کت تان را درآورده و بر روی شانه هایش بیندازید.

 5- به او بگویید با تمام افرادی که تاکنون دیده اید تفاوت چشم گیری دارد. این موضوع در روابط تان تحوّل شگفت انگیزی به وجود خواهد آورد. 

  (یک زن خوب، الهام بخش مرد است. یک زن فوق العاده، نظر مرد را جلب می کند، یک زن زیبا، مرد را شیفته خود می کند. یک زن دل سوز، قلب مرد را می رباید...) 

 6- به پاس قدردانی از زحماتش، دستش را ببوسید.

 7- فکر کنید که دیگر محبوب تان را نخواهید دید و پس از آن نامه عاشقانه بلندبالایی برایش بنویسید و به او بگویید او و عشقش برای شما چه معنا و جایگاهی دارد.

 8- در کمد لباس هایش عطر بپاشید. 

 9- اگر دلتان می خواهد احساساتی برخورد کند، شما نیز با او احساساتی تر باشید. 

 10- زمان، دل های شکسته را درمان می کند! 

 11- به نقطه ضعف های همسرتان پی ببرید و زمانی که بین شما مشکلی پیش می آید، انگشت روی آنها نگذارید. 

 12- دفترچه ای از حوادث جالبی که برایتان رخ داده است درست کنید و زمانی که او نیاز به کمی تجدید روحیه و تفریح دارد آن را در اختیارش بگذارید.

 13- همین امشب به هنگام صرف شام در دهان همسرتان لقمه بگذارید. 

 14- با او مانند یک انسان رفتار کنید نه یک شیء.

 15- با او به عنوان مهم ترین شخصیت دنیا برخورد کنید.

  (در صورتی که با افرادی که دوستشان دارید هم دردی کنید، آنها بیشتر مجذوب شما می شوند). 

 16- برای حفظ سلامتی اش از هیچ کاری دریغ نکنید. 

 17- وقتی روز بدی را پشت سر گذاشته اید سرتان را روی شانه های او بگذارید و یک دل سیر گریه کنید. 

 18- با همدیگر از فرزندانتان مراقبت کنید. 

 19- هرگاه می خواهد از خانه خارج شود تا جلوی در خانه دنبالش رفته و او را بدرقه کنید. 

20- هرگاه یک مشاجره لفظی بین شما پیش آمد زود همه چیز را فراموش کنید.


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 8:16 PM
تاریخ:
87/11/28


zendegim ta alan hamash bude,azabo bass
yad gereftam ke beram jelo,asa be dast

hes mikardam be enteha reside taghat
khodamo raha kardamo zadam be sime akhar

fekr mikardam tamum shodeh dige,doreye paky
vaghty didamet fahmidam tu in koreye khaky

mishe hanuzam dust dashto,eshgh namorde
fahmidam ino ke zendegim,cheshm nakhorde

man eshgho ba to mikham,chon tu dele baghye,mord
in dele kuchikam shekasto,bakhiye khord

ba yeke nure in delam hala,betabe ru to
avaz nemikonam ba gharibe,ye tare muto

adama delamo shekastano ino yadam dadan
ke dige khodamo ghayem bokonam az alam,adam

mikham biay panahe dele khastam bashy
pass bito midunam zendegim az ham pashidast



mano,to ba hame fargh darim,ino khodetam miduny
age to bery mimiram,to begu ke ba man mimuny

daram az cheshmat mikhunam,hala ke montazere ye marde
mardy ke hameye ehsasesh mohasere be farde

hameye dardaye man tu boghze delame,are
dastane zendegy hamchenan edame dare

vali baste tako tanhaiy edame dadan
mikham manam begam tu asemun ye setare daram

ghoruro mizaram kenar,pas bezar to begy
ke mesle to peida mishe,az hezarta ye ky

dele man bad jury bitabe bekhatere by to budan
man toro mikham ba tamame,sereshto taro pudam

miduny koly montazer mimunam ta,shaby ke behem begy
az in ja be bad toiy vasam,sharike zendegy



نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 5:17 PM
تاریخ:
87/11/25


خونه دار و بچه دار زنبیل و بردار و بیار…!!!


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 2:56 PM
تاریخ:
87/11/23


بدون شرح...!!!


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 3:41 PM
تاریخ:
87/11/20


پدرانه و مادرانه...!!!


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 2:56 PM
تاریخ:
87/11/20


"چند ویژگی برای متولدین ماه های مختلف"

فروردین:

نشان:بره

عنصر:آتش

طبع:گرم و خشک

سنگ های موافق:یشم.زبرجد.عقیق.الماس.مرجان

فلزات موافق:آهن.طلا.مس

رنگ های موافق:قرمز.سفید.قهوه ای.سبز سیر.شرابی

سیاره:مریخ

عدد:۹

حروف موافق:ا.ع.ل.ی

روز موافق:سه شنبه

سوره های موافق:آل عمران.انعام.انفتار.انشقاق.انشراح.عنکبوت.عبس.عادیات.عصر. یونس.یوسف.لقمان

اردیبهشت:

نشان:گاو

عنصر:خاک

طبع:سرد و خشک

سنگ های موافق:الماس.مروارید.فیروزه.یاقوت

فلزات موافق:مس.برنج.نقره

سیاره:زهره

عدد:۶

حروف موافق:ب.ر

روز موافق:جمعه

سوره های موافق:بقره.بروج.بلد.بینه

رنگ های موافق:آبی.زرد.سبز.صورتی

خرداد:

نشان:دو پیکر

عنصر:باد

طبع:گرم و تر

سنگ های موافق:زمرد.یشم

رنگ های موافق:زرد.سبز.قرمز

فلزات موافق:طلا.مس.پلاتین

سیاره:عطارد

عدد:۵

حروف موافق:ق.ک

روز موافق:چهار شنبه

سوره های موافق:کهف.کوثر.قلم.قارعه

تیر:

نشان:خرچنگ

عنصر:آب

طبع:سرد و تر

سنگ های موافق:عقیق.مروارید.زبرجد.زمرد.یاقوت

فلزات موافق:نقره.مس.حلبی

رنگ های موافق:سفی.سبز.بنفش

سیاره:قمر

عدد:۲

حروف موافق:ه.ح

روز موافق:دو شنبه

سوره های موافق:حجر.حج.حجرات.حشر.حدید.همزه.هود

مرداد:

نشان:شیر

عنصر آتش

طبع:گرم و خشک

سنگ های موافق:یاقوت کبود.الماس.عقیق

فلزات موافق:طلا.آهن.مس

رنگ های موافق:طلایی.زرد.نارنجی

سیاره:خورشید

عدد:۱

حروف موافق:م

روز موافق:یکشنبه

سوره های موافق:مائده.مریم.مدثر.مومن.محمد.مجادله.مرسلات

شهریور:

نشان:خوشه ی گندم

عنصر:خاک

طبع:سرد و خشک

سنگ های موافق:یشم.الماس.عقیق

فلزات موافق:فولاد.جیوه.مس.زمرد.لاجورد

سیاره:ولکان یا رعد

عدد:۵

حروف موافق:پ.غ

روز موافق:چهار شنبه

سوره های موافق:بقره.بروج.بلد.بینه

رنگ های موافق:زرد.سبز.قهوه ای

مهر:

نشان:ترازو

عنصر:باد

طبع:گرم و تر

سنگ های موافق:الماس.یاقوت کبود.فیروزه.یاقوت اصغر.یشم.زبرجد

فلزات موافق:مس.طلا.پلاتین

سیاره:ونوس

عدد:۶

حروف موافق:ت.ر.ط

روز موافق:جمعه

سوره های موافق:توبه.تکاثر.تکویر.طه.طور.طلاق

رنگ های موافق:زرد.صورتی.آبی.سبز

آبان:

نشان:عقرب

عنصر:آب

طبع:سرد و تر

سنگ های موافق:یاقوت اصغر.الماس.عقیق سرخ

فلزات موافق:آهن.نقره.پلاتین

رنگ های موافق:قرمز.سبز.عنابی

سیاره:پلوتون

عدد:۱۰

حروف موافق:ذ.ز.ژ.ض.ظ.ن

روز موافق:سه شنبه

سوره های موافق:نمل.نجم.ناس.زلزال.طور.طلاق

آذر:

نشان:کمان یا کمان گیر

عنصر:آتش

طبع:گرم و خشک

سنگ های موافق:یاقوت اصغر.فیروزه

رنگ های موافق: سیاه.سپید.سبز.آبی.ارغوانی

سیاره:مشتری

عدد:۳ و ۰

حروف موافق:ف

روز موافق:پنج شنبه

سوره های موافق:فجر.فیل فلق

فلزات موافق:آهن.نقره.پلاتین

دی:

نشان:بز

عنصر:خاک

طبع:سرد و خشک

سنگ های موافق:یاقوت کبود.فیروزه.عقیق

رنگ های موافق:سیاه.قهوه ای.سبز.آبی

سیاره:زحل

عدد:۸

حروف موافق:ج.خ.گ

روز موافق:شنبه

سوره ای موافق:جن

فلزات موافق:آهن.پلاتین.سرب

بهمن:

نشان:دلو

عنصر:باد

طبع:سرد و خشک

سنگ های موافق:یاقوت کبود.عقیق.فیروزه

رنگ های موافق:سبز.آبی

سیاره:اورانوس

عدد:۴

حروف موافق:ث.س.ش.ص

روزهای موافق:شنبه.پنجشنبه

سوره های موافق:صف.شمس

فلزات موافق:پلاتین.نقره.اورانیوم

اسفند:

نشان:دو ماهی

عنصر:آب

طبع:سرد و تر

سنگ های موافق:زبرجد.لاجورد.یشم

رنگ های موافق:سیاه.قهوه ای.بنفش.سبز روشن

سیاره:نپتون

عدد:۷

حروف موافق:چ.د

روز موافق:پنج شنبه

سوره های موافق:دهر.دخان

فلزات موافق:نقره.حلبی.آلومینیوم

دوستتون دارم


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 7:48 PM
تاریخ:
87/11/18


یه شب خوب تو آسمون ، یه ستاره ی چشمک زنون ، خندید و گفت : کنارتم تا آخرش ، تا پای جون ، ستاره ی قشنگی بود ، آروم و ناز و مهربون ، ستاره شد عشق من و ، منم شدم عاشق اون ، اما زیاد طول نکشید ، عشق من و ستاره جون ، ماه اومد و ، ستاره رو دزدید و برد ، نامهربون ستاره رفت و ، من شدم بی هم زبون ، حالا شبا به یاد اون ، چشم می دوزم به آسمون ، دلم میخواد داد بزنم ،،، این بود قول و قرارمون...!!!


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 3:45 PM
تاریخ:
87/11/18


تفاوتهای پسران و دختران

زیست شناسان این عقیده را دارند که دختر و پسر تفاوتهای بنیادی دارند، بدین معنا که تفاوتهای آنها در درجه اول ارثی است نه محیطی.

اما جامعه در مورد آنها پیش می گیرد. آنها می گویند که این دو جنس در اساس با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارند بلکه رفتار اجتماع موجب می شود که آنها گرایش های متفاوتی را پیدا کنند.

اما آیا این تفاوتها فطری هستند یا محیطی؟
پاسخ اکثر کارشناسان این است که تقریباً هر دو مورد در این امر دخیل هستند و سهم دقیق هر یک از آنها در ایجاد این تفاوتها کار بسیار دشواری است. در این جا نگاهی به برخی از تفاوتهای اساسی بین دو جنس می اندازم:

تفاوت در رشد
جنین پسر در رحم مادر خیلی سریعتر از جنین دختر رشد می کند، نوزاد پسر سنگین تر و درازتر از نوزاد دختر است این تفاوت تا هفت ماهگی ادامه می یابد. دختران نسبت به پسران، چربی بیشتری دارند و به هنگام بلوغ در زیر پوست چربی بیشتر جمع می شود، حال آنکه پسران همین آنها چربی از دست می دهند. پسر بچه ها از همان طفولیت ماهیچه های قویتر از دختر بچه ها دارند. دوره استراحت قلب در هر ضربان، در پسرها کوتاهتر از دخترها است و فشار خون حاصل از انقباض قلب بیشتر است.

پسرها از همان دوران جنین، از نظر پختگی اعضا بدن نسبت به دخترها، تاخیر دارند و این تاخیر تا رسیدن به سن کمال ادامه دارد مثلاً نوزاد دختر، از نظر پختگی ساخت و عملکرد اعضا و دستگاههای بدن معادل یک پسر بچه ۱/۵ ماهه است. پختگی حرکات یک دختر دو ساله از یک پسر دو ساله بیشتر است. استخوانی شدن و تشکیل دندان در دخترها زودتر از پسرها صورت می گیرد. رفتار دختران نیز سریعتر از پسران رشد می کند. مثلاً دختر بچه ها زودتر از پسر بچه ها می نشینن، می خزند و راه می روند. همچنین دختر بچه ها زودتر از پسر بچه ها سخن می گویند.

رشد هوشی دختران بیشتر از طریق زبان آموزی شروع می شود در صورتی که رشد هوشی پسران از طریق مهارتهای عملی صورت می گیرد از نظر سیالی کلامی دخترها بهتر از پسرها هستند اما از نظر ادراک کلامی پسرها بهترند. پسرها کارهای مکانیکی را بهتر انجام می دهند و ارتباطهای مکانیکی را نیز بهتر درک می کنند. در استعدادهای ریاضی نیز پسرها به مراتب بهتر از دخترها هستند. اما در کارهای دستی، مخصوصاً کارهایی که نیاز به چالاکی انگشتان دارد دخترها بهترند و شاید هم به همین دلیل است که بیشتر دوزندگان و بافندگان زنها هستند. چابکی دستها و انگشتان زنها به آنها اجازه می دهد که ماشین نویس خوبی باشند و کارهای دفتری و منشی گری را نیز بهتر از مردها انجام دهند. از نظر کنجکاوی، دختر بچه ها نسبت به پسربچه ها کنجکاوی کمتری دارند. از نظر آفرینندگی نیز بطور کلی در همه جوامع افراد نابغه همیشه مردها بوده اند و در این خصوص تعداد زنها بسیار اندک بوده است.

تفاوت در پرخاشگری
مشاهدات نشان می دهد که حتی از زمان خردسالی پسرها پرخاشگر تر از دخترها هستند و در سنین بالا نیز پسرها از دخترها پرخاشگرترند. آمار بزهکاران و جنایتکاران در سراسر جهان نشان می دهد که همیشه تعداد پسرها از تعداد دخترها پرخاشگر ترند تنها موردی که دخترها پرخاشگری بیشتری نشان می دهند عبارت است از پرخاشگری کلامی بدین معنا که دخترها نسبت به پسرها، زمانی که عصبانی می شوند و حالت پرخاشگری به آنها دست می دهد بیشتر به فحاشی و دشنام دادن می پردازند، حال آنکه پسرها به مشت زنی و لگد پرانی متوسل می شوند. عده ای معتقدند که علت پرخاشگر تر بودن پسرها نسبت به دخترها را باید در رفتار اجتماع جستجو کرد!

تفاوت در علایق و رغبتها
نوع دوستی، توجه به دیگران، صمیمیت و ارتباط های حمایتی از خصوصیات دخترهاست که تفاوت آشکاری با پسرها دارند. پسران جوان بیشتر به جنبه های سیاسی علاقه دارند و دختران بیشتر از پسران به مسائل اخلاقی تمایل دارند و از همجواری و داشتن مصاحب بیشتر از پسرها لذت می برند. دختر بچه های کودکستانها بیشتر وقت خود را با همبازی ها صرف می کنند و حال آنکه پسر بچه ها با وسایل ورزشی و اسباب بازی سرگرم می شوند. دختر بچه ها در مصاحبت با بچه های از خود کوچکتر تمایل نشان می دهند و در حمل اشیاء سنگین، بستن دکمه لباس و بند کفش آنها را یاری می رسانند، در صورتی که پسربچه ها به معاشرت با افراد بزرگتر از خود تمایل دارند علایق زیباشناسی، اجتماعی و دینی دختران بیشتر از پسران است مثلاً تماشای شکل و قد و قامت خویش در دختران به مراتب بیشتر از پسران است و ساعات بیشتری از روز در جلو آیینه می ایستند.
به نظر می رسد که نوزادان دختر اجتماعی تر از پسران هستند و در تکلم و گفتار، نسبت به پسران ماهرترند . در نخستین هفته های زندگی، دختران تقریباً دو برابر پسران لبخند می زنند و در خلال ماه های دوم و سوم، در مقایسه با پسران بیش تر سر و صدا تولید می کنند. این تفاوت نیز همانند مو عامل ذاتی دیگر می تواند به رفتار خود شما نسبت به کودک مربوط باشد.

اگر چه روانشناسان معتقدند که مادران در چهل و هشت ساعت نخست تولد نوزادشان، به لبخند زدن و صحبت کردن با دختران و در آغوش گرفتن و بازی شیطنت آمیز با پسران تمایل دارند.

اثر اجتماع در ایجاد تفاوتها
دیدیم که پسر قویتر اما در مقابل آسیب پذیرتر از دختر است، استقلال و اتکا به نفس بیشتری دارد، حادثه جو تر، پرخاشگرتر و کنجکاوتر از دختر است، استعداد مکانیکی، عددی و تجسم فضایی او نیز در مقایسه با استعدادهای دختر بیشتر است و دختران استعدادهایی دارند که ارتباط او با دیگران را تسهیل می کنند و از نظر بدنی و روانی زودتر از پسران بالغ می شوند، مهارتهای کلامی و مخصوصاً سیالی کلامی او زودتر رشد می کند و … زیربناهای زیستن فوق از همان لحظه تولد تحت تاثیر بسیاری از عوامل اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرد.

مثلاً از همان اوایل کودکی دخترها را وادار می کنند که رفتارهای مادران و پسران را وادار می کنند فشارهای پدران را تقلید کنند. اگر دختر بچه ای رفتار مادرش را تقلید کند تشویق می شود و در اثر این تشویق تقویت می شود و به تکرار آن رفتار می پردازد و بر عکس اگر رفتار مردانه را تقلید کند نه تنها تشویق نمی شود بلکه از انجام آن منع می گردد. در مورد پسر بچه ها هم این نوع عکس العمل در جهت تقلید رفتار مردانه دیده می شود. بنابراین، در تاثیر رفتار والدین در شکل دادن رفتار کودکان، ‌جای تردید وجود ندارد و یا به عبارتی می توان گفت تا حدودی تفاوتهای دو جنس در رفتار توسط اجتماع تعیین می شود به عنوان مثال دخترها اجازه دارند که به راحتی گریه کنند و در رفتار خود لطافت و محبت نشان دهند، اما پسرها باید دلیر، مصمم و قادر به کشیدن رنج و درد در خلوت باشند. پس کلیه تفاوتهای فردی و کلیه تفاوتهای دختران و پسران در اثر کنش متقابل محیط و توارث به وجود می آید.

آخرین کلام:
*وجود تفاوت بین پسر و دختر به معنای برتری یکی بر دیگری نیست!

چرا تفاوت زن و مرد
هر چه فاصله انسان از روز خلقت یا ولادت او بیشتر شود تفاوت رفتاری و ساختاری جنس مونث و مذکر بویژه در دوران نوجوانی و جوانی افزایش می یابد و میدان ناسازگاری و اختلاف بین آندو گسترده تر می شود. اگر چه تفاوت بین زن و مرد برای ایجاد زمینه جذب و تحقیق شرایط تولید مثل بسیار لازم و حیاتی است، لیکن وجود آن در سطح گسترده بدون وجوه تناسب و تعادل رابطه بین آندو را محدود به همان روابط جنسی و حیوانی می کند، فضای خانواده را از عواطف عالی انسانی خالی می سازد و زمینه رشد و تربیت صحیح را از بین می برد.

بدین جهت خداوند حکیم تدابیری را برای تعدیل یا تحلیل تضاد و ناسازگاری فوق و برگرداندن تفاوتها به تناسب، تدارک دیده و با قرار دادن ابزارها و مکانیسم های مناسب در نهاد زن و مرد و بوجود آوردن زمینه های همگرائی روانی و وابستگی عاطفی، آندو را به شدت بهم نیازمند ساخته است، بطوریکه جدا کردن مطلق دو جنس مخالف انسانی از همدیگر نه تنها موجب سلب آرامش جسمی و روانی آندو خواهد شد، بلکه در دراز مدت اصولاً امری محال و ممتنع می باشد.

به هر حال، نظام تربیتی غلط و ستم پر در اغلب جوامع بشری و روحیه سلطه گرانه اغلب مردان و اجحاف و تجاوز به حدود و حقوق زن در طول تاریخ، بویژه تحقیر مقام و مرتبت او در اذهان برخی از زنان این باور را بوجود می آورد که هر چه مربوط و متعلق به جنس مذکر می باشد مایه برتری و علامت رشد و کمال است! لذا گروهی از زنان به اصطلاح روشنفکر بدون آگاهی از واقعیت امر، تحت تاثیر تبلیغات مسموم سردمداران نظام سوداگری غرب قرار گرفته و فریاد سر داده و از تسوی حقوق زن و مرد سخن می گویند و خواهان شرکت در همه نوع فعالیتهای مردانه می شوند!!

تلاشهای مذبوحانه اکثر حامیان تساوی حقوق زن و مرد، نه تنها موجب فراموشی وظائف خاص زنانه، بلکه سبب انحطاط و سقوط زن از مقام و مرتب والای انسان خواهد شد. به همین جهت می بینیم پس از ازدواج حضرت علی ( ع ) با حضرت زهرا ( س ) هر دو برای تعیین وظائف زندگی اشتراکی خود به محضر رسول اکرم ( ص ) رسیدند و پیامبر ( ص ) به دنبال تقاضای آندو وظائف خانه را بر عهده حضرت فاطمه و وظائف خارج از خانه را بر عهده امام علی ( ع ) قرار داده است.

واضح است که این تقسیم وظایف صرفاً بر مبنای یک قرارداد و اعتبار اجتماعی نبوده بلکه متناسب با ساختمان آفرینش و استعداد طبیعی زن و مرد می باشد . خالق متعال هستی بخش همانطور که زنان و مردان را با ویژگی خاص خودشان آفریده، در عین حال نیز برای هماهنگی بیشتر فکری جنس مونث و مذکر، بین آندو وابستگی و پیوستگی های روانی و حیاتی عمیق بوجود آورده به نحوی که جدائی و گسیختگی از یکدیگر برایشان غیر ممکن می نماید و بدین صورت ناهمگونی و تفاوت بین زن و مرد را به تناسب و تجانس برگردانده است.

مقایسه عاطفه زن و مرد با یکدیگر
زن به جهت رسالت اصلی خود که پرورش کودک و تربیت نسل انسانی در دامان پر مهر و محبت خویش می باشد باید روحیات و عواطف بسیار لطیف و ظریف و در عین حال انعطاف پذیر داشته باشد، زیرا مشکلات مهم تربیت جسمی و روانی فرزند در ایام خطیر طفولیت ( که به اعتقاد اکثر روان شناسان در آن ایام سنگ بنای اولیه شخصیت انسانی گذشته می شود ) تنها با وجود عواطف شدید و حس فداکاری و ایثار و عشق عمیق به اولاد قابل تحمل است، از طرف دیگر واضح است که شخصیت سالم انسانی اصولاً در فضای آکنده از مهر و محبت و عشق و شور و صداقت می تواند رشد کند و شکوفا شود و زندگی سالم و آباد اجتماعی نیز از افرادی بوجود می آید که در تا بشر انوار وجود زنان و مادرانی صبور و پاک سیرت پرورش یافته باشند.

بدین صورت زن سرچمه جوشان مهر و محبت و صلح و صفا و عشق و وفا در زندگی انسان است. مردان بر عکس زنان، به جهت نوع ساختار روانی و وظائف تکوینی خود، دارای روان و رفتاری سخت و خشن می باشند زیرا انجام مسئولیتهای بیرون از خانه مخصوص مردان است. به همین جهت مردان از لحاظ عواطف انسانی در مقایسه با زنان بشدت ضعیف می باشند. البته این تفاوت در عواطف باعث بوجود آمدن یکسری توقعات و انتظارات از طرف مقابل ( همسر ) می شود به عنوان مثال:

مردان توقع دارند همسر آنها در تمام ابعادی وجودی خود یک زن به تمام معنا و سرچشمه لطف و نیکی و صداقت و پاکی باشد، زنان هم از شوهرانی که فاقد روحیات و رفتار مردانه و قدرت تدبیر و ذکاوت و شجاعت و حتی گاهی روحیات خشک و خشن مردانگی بوده و در برخورد با مشکلات اجتماعی، ضعیف النفس و بزدل هستند، بشدت اظهار عدم رضایت و حتی گاهی ابراز نفرت می کنند. زنان از صمیم دل دوست دارند که مردان آنها، افرادی با غیرت، شجاع، سرسخت، مصمم، با کفایت و تدبیر باشند و در کنار او با آرامش روانی به زندگی خویش ادامه دهند...


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 1:18 PM
تاریخ:
87/11/16


بیشتر از آنچه که تصورش را میکنی دوستت دارم و بیشتر از آنچه باور داری عاشقت هستم 

بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم. 

عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي جز تاريكي و سياهي  

ندارد! 

دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ، دوستت دارم چونكه مرا باور  

داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني! 

تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم و جز اين از خداي  

خويش هيچ آرزويي را ندارم 

عزيزم اين قلب كوچك و پر از عشق من تنها هديه اي است از طرف من به  

تو! 

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!



عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه معناي واقعي عشق را به من  

ابراز كردي و آموختي! 

آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن! 

عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و به جز تو كسي لايق اين  

قلب بي طاقت من نيست 

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ كسي هست كه عاشق و ديوانه  

تو مي باشد ! 

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و در آغوش  

خود بفشارم! 

عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ، پر از ليلي و  

مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ، و من و تو نيز يك سوي ديگريم! 

عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را عبادت ميكنم! 

عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست! 

تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه مي نگرم تو را ميبينم . 

دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي  

ابرازي براي آن نيست!



با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم  

با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است! 

عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستي بماني با قلبم ،  

بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را ! 

عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده  

اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد ! 

اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ، با اراده و با احساسي پرا از  

دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من  

بنگرند و شرمنده شوند...


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 11:19 PM
تاریخ:
87/11/15


پدرانه و مادرانه...!!!


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 10:48 PM
تاریخ:
87/11/15



از زمانی که مادربزرگرم دچار آرتروز شد دیگر نمیتوانست خم شود و ناخن های پایش را خودش کوتاه کند و این کار را پدربزرگم براش انجام میداد . حتی وقتی که دست های خودش هم دچار آرتروز شد . این عشق است .  


 8 ساله: 

 
وقتی کسی شما را عاشقانه دوست میدارد شیوه بیان اسم شما در صدای او متفاوت است و تو میدانی که نامت در لبهای او ایمن است . 

 
۴ ساله:


عشق یعنی اینکه وقتی برای خوردن غذابا کسی بیرون میری بیشتر چیپس خود رو به او بدی بدون اینکه توقع متقابلی داشته باشی ! 
 

*عشق یعنی اینکه وقتی مامان برای بابا قهوه درست میکنه و برای اطمینان از طعمش اول خودش کمی ازش میخوره . 

 ۷ ساله

عشق یعنی اون وقتی که به کسی میگویی لباست خیلی قشنگه و اون از فردا هر روز همون رو پیشت میپوشه .  

۵ ساله

عشق یعنی زمانی که مامان بهترین تکه مرغ رو واسه بابا میزاره ! 


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 10:36 PM
تاریخ:
87/11/15


رو در و دیوار این شهر همش از تو یادگاره توی این کوچه تاریک منو تنها نمیزاره 
یاد حرفای قشنگت که توی قلبم لونه می کرد 
یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه میکرد.
میزنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو واسه کی پس بخونم ؟


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 4:26 PM
تاریخ:
87/11/13


از این متن خیلیییییییییییییی خوشم میاد..........

الان برا اونی که خیلی دوسش دارمو الان نمی دونم چرا جوابمو نمیده مینویسم...........

     شاید آن روز که سهراب نوشت:"تا شقایق هست زندگی باید کرد" خبری از

     دل پر درد گل یاس نداشت.باید این طور نوشت:هر گلی هم باشی چه شقایق

     چه گل پیچک و یاس" زندگی اجبار است"

با آرزوی بهتر زیستن.....

    


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 10:25 PM
تاریخ:
87/11/11


انسان زمزمه می کند

پروردگارا با من سخن بگو!

و.......

چلچله آواز می خواند

اما انسان صدای چلچله را نمی شنود.

.....

انسان اطرافش را نگاه می کند و می گوید:

پروردگارا خود را به من نشان بده.

و.......

ستاره ها می درخشند.

اما انسان درخشش ستاره ها را نمی بیند.

.....

انسان فریاد سر می زند:

پروردگارا معجزه ای برای من بیاور.

و......

کودکی متولد می شود.

اما انسان کودک را معجزه نمی داند

......

انسان نومیدانه گریه سر می دهد:

پروردگارا مرا لمس کن! اجازه بده حضورت را لمس کنم...

و.....

پروانه ای فرود می آید و انسان را لمس می کند.

اما انسان پروانه را از خود دور می کند و می میرد!

و چه شگرف است این جهان


نویسنده: I.V.C & Daren
ساعت: 5:5 PM
تاریخ:
87/11/11